على محمدى خراسانى

36

شرح كفاية الأصول (ويرايش جديد) (فارسى)

تفاوت ميان دو تعريف : ميان تعريف مشهور و تعريف مرحوم آخوند سه تفاوت وجود دارد : تفاوت اول ) مشهور گفتند : « هو العلم » ؛ ولى آخوند فرمود : « هو صناعة » صناعت يا فن ، مرحله‌اى بالاتر از علم است . علم مجرد ادراك است ولى صناعتْ مجرد دانستن نيست بلكه آن دانستنى است كه به‌دنبالش عمل كردن و به‌كار بستن و توانائى بهره بردارى باشد . مثلًا مردم به هر كسى زرگر نمىگويند ، زرگرى يك صناعت است و به كسى زرگر گفته مىشود كه بتواند ريخته‌گرى كند و از معدن طلا ، طلاى ناب با شكل‌ها و قالب‌هاى مختلف بريزد . و اساساً علوم آلى از قبيل : ادبيات ، منطق ، اصول و . . . صناعت هستند . علم نحو صناعتى است كه توسط آن توانمندى حفظ لسان از خطاى مقالى حاصل شود ؛ و در منطق تمكّن حفظ فكر از خطاى در تفكر حاصل گردد ؛ و در اصول ، تمكّن از استنباط ، فراهم آيد . بنابراين ، اصولى كسى است كه مثل يك هنرمند ماهر بتواند مطالب را زير و رو كند و بر اساس قواعد به حكم شرعى دست يازد . و به قول امام خمينى قدس سره : « و لعلّ التعبير بالصناعة للإشارة الى أنّ الاصول علم آلى بالنسبة الى الفقه كالمنطق بالنسبة الى العلوم العقلية » . « 1 » تفاوت دوم ) مشهور گفتند : « المُمَهّدة » ؛ ولى آخوند فرمود : « التى يمكن أنْ تقع . . . » فرق در اين است كه الممهدة مشتق است و ظهور در فعليت دارد و ظاهرش اين است كه علم اصول علم به قواعدى است كه در عصر تعريف « 2 » آماده و تمهيد و ساخته و پرداخته شده است ، و شامل قواعدى كه در آينده استكشاف و ضميمه مىشود ، نمىگردد . ولى « يمكن ان تقع . . . » ، هم قواعد عصر آخوند و هم قواعدى را كه ممكن است ديگران و آيندگان بدان برسند شامل مىگردد و از اين جهت كمبودى ندارد . تفاوت سوم ) اين تفاوت عمده‌ترين تفاوت است كه باعث عدول آخوند از تعريف مشهور گرديده و بر همين اساس تعريف جديد را آورده است : طبق تعريف مشهور - كه ضميمه‌اى نداشت - لازم مىآيد برخى از مسائل مهم اصولى از مسأله اصولى بودن خارج گردد و طرح كردن آنها استطرادى باشد ، در حالى كه اين قابل التزام نيست . ولى طبق ضميمه‌اى كه آخوند داشت . ( او التى ينتهى . . . ) آن مسائل هم داخل در علم اصول مىگردد ؛ بنابراين ، تعريفْ جامع افراد است . توضيح : يكى از مسائل اصولى ، مسألهء « حجيت الظن على الحكومة » است : تبيين اجمالى مسأله : چنانچه در جاى خود خواهد آمد عده‌اى از اصوليين ، انسدادى هستند و

--> ( 1 ) . مناهج الوصول الى علم الاصول ، ج 1 ، ص 47 . ( 2 ) . قواعد زمانى مقصود است كه علم اصول در آن زمان تعريف شده است . براى مثال اگر علم اصول فقه هزار سال پيش تعريف‌شده است ، قواعد هزار سال پيش ، مقصود مىباشد .